مایلم برای هر کسی که به ویولن علاقه دارد کلامی چند بگویم . ویولن سازی است که مسلما یکی از زیباترین ساخته های دست بشر و یکی از دمدمی مزاج ترین آنهاست. شاید بسیار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش می افزاید؛ جز برای کسی که برده وار, داوطلبانه و از صمیم قلب خود را تسلیم این ساز کند, ویولن سر نافرمانی و لجبازی خواهد داشت, نوارهای چندگانه و دامنه نامتناهی لطافت خود را دریغ خواهد کرد, و شخص می ماند با یکی از آلات دوست داشتنی موسیقی و که رنجیده دل است و بلا استفاده.


هیچ ویولنی مثل ویولن دیگر نیست, هر یک مانند یک وجود بشری ویژه و منحصر به فرد است و پاسخ آن به آن آرشه ای که سیم هایش را لمس می کند, همچون پاسخ گروه های مختلف مردم به یک عقیده, با دیگری متفاوت است.

در لگام زدن بر خلق و خوی او و تلون مزاج بی پایانش, در تسلط یافتن بر نوارهایش از شیرین ترین نجواها تا جانانه ترین غریوهاست که تمام مهارت ویولن نوازی نهفته است. زیرا نوازنده موجودی مستقل است: هیچ دست بیگانه ای در ملک طلق او اختیار ندارد, هیچ گوشی جز گوش او زیر و بم صدا را تعیین نخواهد کرد. او به تنهایی مخدوم و خادم است, و به محض اینکه آرشه اش ساز را لمس کند, چالشی شگفت انگیز آغاز می شود. در این چالش که بی وقفه ادامه می یابد, کسب پیروزی به تمامی بر عهده خود اوست.


این ارتباط شگفت انگیز بین ویولن و نوازنده است که این ساز و سایر خویشاوندان زهی آن را منحصر به فرد ساخته, و با درک همین خصوصیت است که ویولنیست می تواند به هدفش نایل آید. در این راه هرگز اجازه ندارد خسته شود, گرچه ممکن است بارها با ناکامی روبرو شود؛ هرگز نباید از پا بیفتد, همچون ناخدای کشتی که به بی پایانی افقها آگاه است, او باید با صبر و شکیبایی به مقصود برسد. ویولن در حقیقت بنیاد حقیقی فرهنگ موسیقی ماست که بدون آن هیچ یک از گروه های همنوازی موسیقی مجلسی یا مجموعه و گنجینه سمفونیک وجود نداشت.


ویولن سازی است که با گذر زمان پیش رفته, هزاران سال پژوهش و اصلاح آن را از اصل کاربردی نوسان دادن یک زه کشیده در مقابل یک جعبه تو خالی, تا شکل فعلی آن تکامل داده است. در واقع هم ویولن و هم آرشه از تیر و کمان مشتق شده اند – که پس از رها شدن تیر از کمان و گسیل در مسیرش صدای پیتزیکاتو ( pizzicato : یکی از تکنیک های ویولن, بدین صورت که صدا به جای آرشه توسط انگشت ایجاد می شود. ) شنیده می شود.- آرشه ویولن در گذر زمان تغییر شکل یافت و انعطاف پذیر تر شد و در آن رشته ای از یکصد تار پرز دار موی اسب کشیده شد تا بر سیم ها ساییده شود, اما اساس آن به عنوان یک طول انعطاف پذیر از چوب, همان است که بود. بدنه ویولن از یک جعبه توخالی به عنوان تشدید کننده – که البته مانند آرشه انعطاف پذیر نیست, اما قادر است ارتعاشات را به دام اندازد, تشدید کند و تداوم بخشد – تا شکل فعلی آن تکامل یافت. رشته ای از چهار سیم که این ارتعاشات را ایجاد می کنند در آن تعبیه شد, به صورتی که ارتعاشات به کمک خرک به بدنه انتقال یابند.

وجهه جهانی ویولن را می توان در سازگاری آن با فرهنگ های مختلف دید. ویولن فعلی که در قرن هفدهم تکمیل شده است, در کشور هندوستان به این صورت مورد استفاده قرار می گیرد که نوازنده چمباتمه روی زمین می نشیند, قاعده ویولن را روی دنده هایش قرار می دهد و سر ویولن را به صورت اریب و رو به پایین گرفته روی یک پنجه اش تکیه می دهد.

از نوازندگان فیدل ( fiddle : اصطلاح محاوره ای برای هر یک از سازهای زهی به ویژه ویولن یک ساز عامیانه ) فلات هاردانگر در نروژ تا سرزمین کوهستانی اسکاتلند و دیگر مناطق اروپا و آمریکا و آسیا و ... , ویولن جای خود را در هر سبکی باز کرده و می تواند هر نیازی را برآورده سازد. ( به عنوان نمونه ایجاد سبک های مخصوص ایرانی پس از ورود این ساز به ایران است که توسط افراد مختلفی مانند استاد صبا و ... ایجاد شده و این ساز را با سازهای مخصوص موسیقی ایرانی هماهنگ کرده و جای خود را به خوبی در میان ساز های ایرانی باز کرده به طوری که هر روز به طرفداران آن افزوده می شود. )

این ساز هیچ محل ثابت و ساکنی به عنوان تکیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد, جز در آن نقاطی که پایش زمین را لمس کرده و بر آن تکیه می کند. ویولن باید با حرکات سیال تمام بدن نوازنده یکی شود, در حالی که به نحو مشهودی به جریان گردش خون شخص و به نوسانات او, آونگی یا دایره ای, پاسخ می دهد. این جریان نباید در هیچ یک از مفاصل بدن یا در نقاط تماس با ویولن و آرشه متوقف شود, باید آنرا به سوی آخرین ماهیچه و مفصل انگشت هدایت کرد. باید آن ماهیچه و مفصل به نحوی تربیت شود که در تمام جهات حرکت کند و در حال حرکت کنترل شود, در حالی که خود نوازنده باید از آن چشمه درونی تاثر پذیرد که از نفس موسیقی و از عقاید و احساسات او نسبت به آن سرچشمه می گیرد.

برخلاف اکثر سازهای دیگر و بطور کلی اغلب فعالیت های دیگر ( و ضمنا بر خلاف نواختن ویولن به روش هندی ) دست ها باید تا حد زیادی انعطاف پذیر, قوی و دارای حالت فنری باشند و تقریبا همیشه در سطح شانه یا در حدود سطح آن سطح به کار گرفته شوند, که بالاتر از قلب است. چون دست ها پیوسته نیاز به تامین خون دارند, قلب باید در وضعیت خوب و فاقد هر گونه فشار ( یا کاهش فشار ) ناشی از اضطراب یا تنش باشد. مسئله حفظ جریان گردش خون با حفظ پیوستگی و تناوب حرکات, تلاش ها, فشارها و وارهیدگی؛ مساله پرورش یافتن برای واکنش های صحیح؛ مساله گرم شدن دست پیش از هر اجرا؛ همه در نواختن ویولن کمال اهمیت را دارند.

دقت و صحت, تنظیم فوری و برق آسای زیرایی ( pitch : میزان زیر و بمی یک صدا که به فرکانس ( Frequency ) یا تعداد نوسان های آن در ثانیه مربوط است. ) , صدا دهی ( سونوریته – ‘sonorite – tone ) , تغییر از یک حرکات بسیار کوچک و نامرئی درونی تا آرشه کشی وسیع با نوسانی مانند یک گلف باز, به درجه ای از مهارت نیاز دارد که حد و مرزی برای آن متصور نیست. علاوه بر آن, نوازنده ویولن باید درکی عقلایی و احساسی از کار موسیقی داشته باشد, تا سرانجام در یک حالت فیض و الهام اجرای خوبی داشته باشد.

امیدوارم با این صحبت ها, کنترل و مهار ساختن سازی چنین عنان گسیخته و چنین ظریف را همچون رام کردن مادیانی سرکش دشوار ننمایانده باشم. زیرا هر چند ویولن نواختن, حرفه ای بسیار پر زحمت است, ولی خوب ویولن نواختن به هیچ وجه غیر ممکن نیست و در واقع در آموزش دادن, فرا گرفتن و تسلط یافتن بر آن رضایتی عمیق و طولانی نهفته است.

برای آنکه کسی به نحو مطلوب برای نایل شدن به این هدف آماده گردد, لازم است که علاوه بر تمرکز بر نوازندگی, بذر تفکری در ذهن و دلش کاشته شود و عادت معینی در او به وجود آید تا در شرایط تندرستی فیزیکی پرورش یابد. به این ترتیب همه موانع نوازندگی از پیش پایش برداشته می شوند.


تاريخ : سه شنبه بیست و ششم مهر 1390 | 18:4 | نویسنده : آوا |