بهترین روز زندگی

سلام!
اگه گفتين بهترين روز زندگي آدم چه روزيه؟
چي؟
روزي كه ميره پارك؟سينما؟مسافرت؟
روزي كه آكواريم مي خره؟
روزي كه مي خوره زمين بقيه بهش مي خندن شاد ميشن؟
روزي كه با ماشين بابا تصادف مي كنه بابا نمي فهمه؟
چي......؟
روزي كه ميره خواستگاري؟؟؟؟
نه....متاسفم........حدساتون درست نبودن......
بايد بگم به حق بهترين روز يه آدم روزيه كه يه آهنگ قشنگ ميشنوه،يا روزي كه يه آهنگ قشنگ و دوست داشتني رو با ساز خودش اجرا ميكنه،يا قشنگ تر از همه اينا روزيه كه يه آهنگ فاخر رو خودش مي سازه.يعني شخصا با كمك احساس و فكرش نت ها رو دونه دونه پشت سر هم مي چينه و از اجراشون لذت مي بره.به نظر من هيچ آدمي توي دنيا پيدا نميشه كه از موسيقي لذت نبره يا ذاتا علاقه اي به نواختن ساز يا آهنگ گوش دادن نشون نده،به قول شاعر كه ميگه:
اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب...........
ادامه اين شعر رو به خاطر مسائل اخلاقي نمي نويسم....!!!!
ولي حالا اينكه چرا همه آدم هاي دنيا نوازنده و خواننده و آهنگ ساز نميشن ديگه يه بحث ديگه است.
من خودم عاشق موسيقي هستم.اصلا روزي رو به خاطر نميارم كه با موسيقي سروكار نداشته باشم.حداقلش اينه كه آهنگ گوش ميدم.حالا باقيش بماند.
رشته ي من ساز عجيب،شيطون و دوست داشتني ويلن هست كه از مدت ها پيش علاقه به نواختنش رو در خودم مي ديدم.با اينكه هركسي كه يه ساز بگيره دستش و دوتا آهنگ بزنه نوازنده نميشه، ولي از نظر من هركس تو زمينه موسيقي فعاليت مي كنه قابل احترامه....
همه اينارو گفتم كه برسم به اينجا كه خانم يا آقاي محترمي كه داري اين صفحه رو مي خوني اگر احساس ميكني تو زمينه موسيقي علاقه و استعدادي در حال فوران كردن داري اصلا دست دست نكن و فوري شانس خودت رو امتحان كن.چون حتي اگه نوازنده ماهري نشي، مي توني به احساسات خودت جهت بدي و يه دنياي جديدي رو تجربه كني.هرچند من مطمئنم كه اگه واقعا علاقه داشته باشي توي اين بند مثل خودم اسير ميشي و سختي هاشو با شيريني هاش فراموش مي كني.........

پاینده باشید

اوا

ساز قشنگ

آرشه بر روی سیم‌های ویولن نواخته می‌شود بی شک طنین دلنوازش غبار غم و اندوه را از جان و روح پاک نموده و ذره ذره دل‌انگیزی روح‌افزایش جایگزین دلتنگی‌های آدمی می‌شود.
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد / نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
در جوار سنگ نوشته های مظلوم گنجنامه پیر مردی با دستهای خسته اش آرشه را بر روی سیم های ویولن می کشد و رهگذران را میهمان صدای ساز خود می کند.بعضی وقتها نیم نگاهی به دست  مرد ونامرد می اندازد تا شاید او را با انعامی شادکنند . 
گاهی نوای ویولن با صدای آبشار آمیخته می‌شود و زیبایی نوای ویولن را چندین برابر میکند. صدای ویولن داروی درد و تسلی خاطر بسیاری می شود عده ای به سادگی از کنارش رد می شوند . عده ای مکثی می کنند وعده کمی هم با صدای ساز پیرمرد آرامش یافته ولحظاتی به صدای ویولن او گوش میدهند ودر آخر با انعامی دل او را شاد می نمایند
پیر دُردی‌کش ما گرچه ندارد زر و زور/ خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد



پیرمرد از اینکه با ویولنش مردم رابه وجد می‌آورد لذت می‌برد و مفتخر است  که دل مردم روزگار خود را برای لحظاتی به شوق واداشته، پیرمرد قطرات اشک مروارید‌گونه و زمزمه‌هایی که با لب‌های لرزان مردم نجوا می‌شود را بارها دیده وشنیده است. او به یاد خاطراتش ، جوانیش، زندگیش، تفریحاتش، و عشقش ساز می زند .
ودر پایان باید گفت پیر مرد مشتاقانه در انتظار شنیدن ساز قشنگت تا سال آینده خواهم ماند امیدوارم امسال آخرین زمستان تو نباشد.

ویلن

جمعیت بی صبرانه منتظر اجرای نمایش بودند ٬ صدای تشویق قطع نمی شد .
با کنار رفتن پرده اشتیاق چندین ساله جمعیت برای شنیدن صدای ویلون
 مشهور ترین نوازده چندبرابر شده بود .پرده کنار رفت و پیرمردی با لباس
 مندرس نمایان شد و صدای کف زدن مردم با تعجب و شرمساری قطع شد
همان پیرمردی بود که هنگام ورود به تالار ٬ جلوی در ایستاده بود و
می نواخت تا توجه مردم را جلب کند ولی فقط چند سکه جمع کرده بود...

یادگیری ویلون

روش آموزش در نوازندگی ویولن در کنار عواملی چون استعداد فردی، تمرین با برنامه و مستمر، مطالعه و شنیدن آثار موسیقی می تواند زمینه ساز بروز موفقیت و توانمندی در زمینه نوازندگی، ایجاد خلاقیت و رسیدن به آفرینش هنری در سطوح بالاتر در افراد گردد. از اینرو آموزش هدفمند، دارای جایگاهی بی بدیل در نوازندگی است.
فراگیری نوازندگی ویولن چون گذر از مسیری طولانی و زیباست که با عبور هوشیارانه از پیچ و خم آن می توان به آرزوهای این شاخه از هنر دست یافت. در این راستا دستیابی به نظم کاری، ایجاد چشم انداز در جهت آگاه سازی هنرجوی علاقه مند به تحصیل نوازندگی و مشخص ساختن اهداف معین قابل دسترسی به عنوان دستمایه ای از کامیابی، از عوامل عبور هوشیارانه از این مسیر است.

با توجه به مسائل مورد اشاره، نگارنده مصمم به تدوین برنامه ای در زمینه آموزش نوازندگی ویولن گشتم. این برنامه که حاصل تلاش بنده در زمینه نوازندگی و تدریس این ساز در سالیان اخیر بوده است با بهره گیری از منابع و کتب معتبری است که از گذشته مورد اقبال مدرسین این ساز بوده است و سابقه تدریس طولانی مدت کتب منتخب این برنامه توسط اساتید، نشان از کارسازی این کتب دارد.

در اینجا باید خاطر نشان سازم هرچند ویولون به دلایلی چون قدمت ساخت چند صد ساله، سطح بالای توانمندی در اجرای تکنیک های گوناگون سازی ملل مختلف و... دارای کتب آموزشی بسیار متعددی است و به طبع نمی توان از تمامی این کتب برای آموزش بهره جست. لذا نگارنده با در نظر گرفتن این موضوع سعی بر بهره گیری از کتبی نمودم که بیشترین میزان سودمندی را برای هنرجویان دارا باشد.

از مشخصات کلی "برنامه مدون آموزش ویولن"، مشخص ساختن جلساتی با دستور آموزشی معین و برای رسیدن به سطحی مشخص در نوازندگی است، که شامل بدست آوردن توانایی در زمینه اجرای تکنیک های مختلف دست راست و چپ، فراگیری تنالیته های مختلف مورد استفاده در نوازندگی ویلن کلاسیک و اجرای قطعات است.

این برنامه مبتنی است بر چهارترم آموزشی جداگانه، که هر یک دارای بیست جلسه یک ساعته هفتگی می باشد و بنابراین، برای "هشتاد جلسه"،برنامه جداگانه موضوعی در نظر گرفته شده است.( لازم به یادآوری است که در موارد خاصی که مشغله کاری- تحصیلی یا عدم توانمندی هنرجو در دستیابی به مهارت اجرایی درس های موضوع جلسات، در مدت زمان یک هفته محقق نمی گردد پیشرفت در برنامه تا رسیدن به سطح نسبی مناسب می تواند به تاخیر افتد و روند اجرای کار با ترتیب مورد نظر در برنامه، با سرعت کمتر دنبال گردد.)

هم راستا با پیشرفت هنرجو در این برنامه، قطعات مختلفی برای اجرا در نظر گرفته شده است که سطح فنی این قطعات، هم تراز با توانمندی کسب شده در طی جلسات آن ترم می باشد( قطعات در نظر گرفته شده از ترم دوم آغاز می گردند ).

بدیهی است با پیشرفت در برنامه و ایجاد توانمندی بیشتر در هنرجو، بر میزان تنوع درس ها و قطعات هر ترم افزوده می گردد.

*لازم به یادآوری است که پیش نیاز شروع این برنامه، گذراندن موفق جلد اول کتاب آموزش لو ویولن ماتیو کریک بوم در دوره مبتدی است.

رموز ساز ویولن بخش 2

صحبت و بحث در رابطه با ساختار و پدیده ای به نام ویولن کار ساده ای نیست، هرچند که در دوره های مختلف به طریقی آنرا مطرح کرده اند و میل عمومی بر این بوده است که ویولون را در معیار و قالبی تقریبا مشخص تعریف و تعیین کنند، اما این موضوع همچون سایر پدیده های هستی فقط در حد و حدود چهار چوبهایی که ما خود آنها را قانون و اصل نامیده ایم قابل توضیح است.
آنچنان که دانش و علمی که از آن صحبت می کنیم نمی تواند آنچه را که در اطراف ما وجود دارد و در گذر این هستی بیکران است به معنی حقیقی اش تحلیل و بررسی کند. فقط آنقدر که می توانیم از آن می فهمیم و توانی که از آن سخن می گوییم چیزی است که خود آنرا ساخته و پرداخته ایم.

پس در نهایت معرفی و صحبت در مورد آنچه را که با آن در برخوردیم و در درجه اهمیت برای موضوع پردازی است بوسیله قوانینی شناخته و تثبیت می گردند، که ما خود آنها را درک و خلق کرده ایم و می تواند این درک و استنباط الزاما حقیقتی نباشد که وجود دارد و یا تمام آن حقیقتی نباشد که در بطن پدیده ها وجود دارد.

از این رو همچون سایر انسانها که در رابطه با این دانش و هنر تلاشهای فراوانی می کنند ما نیز به سبب دریافتمان از آنچه در این رابطه کسب کرده ایم، می توانیم در پیرو گذشتگان به این موضوع بپردازیم.

همه چیز از آنجا شروع می شود که انسان می خواهد خلق کند و برای آن به درون هر آنچه که تا آن لحظه در برخورد و تعامل با او بوده است کشیده می شود، تا پایه و اساس آفریدن را تا حدودی بیاموزد. در نهایت او چون نمی تواند کاملا از این بررسی راضی و خرسند باشد و این ناکامی به دلایل متعددی می تواند او را نا امید سازد، سعی در سطحی تر دیدن مسائل می کند تا بتواند آن را به عرصه ظهور در آورد؛ راهی می یابد و نهایتا طرحی.

باید این مساله را نیز بدانیم که در گذشته ذهنی او، شاید نمونه هایی از چیزی که می خواهد پدید آورد وجود داشته و یا الگوهایی کمکی به اشکالی دیگر با ساختارهایی تقریبا متشابه و یا تکاملی، که آنها نیز می تواند عرصه پیدایش فرم را برای او تا حدود دستیافتنی تر کند.

در این بین حتی برای ساخت و اجرای آن نیز می تواند به همان گذشته موضوع قابل بحث و یا عناصری که موضوعیت معینی در رابطه با هدف دارند مراجعه کند، به آنها بیاندیشد و برای خود روابطی را به وجود آورد و دلایلی برای توجیه آنچه را که می سازد.

اگر که در بین موارد مختلفی که در طول حیات بشری رخ داده است، به پدیده ای با عنوان خلق و ظهور ادوات موسیقی برای موسیقی اشاره کنیم و این مطلب برای ما در درجه اهمیت باشد که از این دسته وسیع و گسترده بین فرهنگها و تمدن های مختلف به خانواده ویولون و سازهای زهی آرشه ای نگاهی خاص تر داشته باشیم، این گروه نیز از قوانین و ترسیم عنوان شده مستثنی نمی باشد.

پس ویلن نیز به عنوان عضوی از گروه خانواده ویلن تعاریفی همسان، شبیه و همگونه با سایر اعضای خانواده خود به لحاظ استاتیک، فیزیک و مکانیک خواهد داشت. حتی این خانواده می تواند گسترده تر از آنچه امروز به صورت معین می بینیم، وجود داشته باشد.

مجموعه ای که از آن به نام خانواده ویولن نام می بریم به چهار ساز مشخص یعنی "ویولون"، "ویولا"، "چلو" و "باس" معرفی می شوند. اما می تواند این مجموعه متصل به گذشته خود، "ویولا دامور"ها، "ویولا داگامبا" ها و "ویولا دابراچیو" ها را نیز شامل شود. بنابراین دستیابی به ردیف ژنتیک این ساز با در نظر گرفتن گذشته خودش- که هر کدام از این سازها می تواند شخصیت مستقل خودش را داشته باشد- کار و تلاشی ارزشمند و البته دستیافتنی است.

از اینرو با بررسی و مطالعه سازهای موجودی که به نوعی با چیدمان ساختمانی ویولن ارتباط دارند می توان وقایع را بهتر تشریح کرد. در این راستا تاریخ گواهی دقیق، مطمئن و قابل استناد است که می تواند صحت توضیحات را با یادآوری تصاویر کاملتر کند.


رموز ساز ویولن

در این قسمت به تشریح ساختاری ویولون می پردازیم. آنچه را از ویولون می بینیم مجموعه ای است که بطور مشخص از چهار قسمت اصلی ساختمانی ساخته شده. این قسمتها در رابطه مستقیم و حیاتی هستند که به ایجاد سازی به نام ویولون می انجامند؛ این بخشها مشخصا 1- صفحه زیر 2- صفحه رو 3- دیواره ها (کلاف) 4- دسته می باشند.

مواد بکار رفته در ویولون، از جنس چوب و مشخصا از دو نوع چوب که یکی افرا، از این 4 قسمت، 3 بخش آن از چوب افرا ساخته میشود که صفحه زیر- دسته و کلاف می باشند و تنها صفحه رو است که از چوب کاج ساخته می شود.

در مورد صفحه پشت، در طول تاریخ، سازندگانی بوده اند که از چوبهای دیگری بهره برده اند اما لزوما این کار به جهت کاربرد تکنیکی و علمی نبوده و در بخشهایی جنبه آزمایش و بررسی تفاوتها و در برخی نیز به علت کمبودهایی در نوع چوب افرا بکار میرفته است. اما آنچه را در مورد دنیای ویولون بر اساس عملکرد اساتید بزرگی چون خانواده آماتی، استرادیواریوس و گوارنری در دسترس می باشد، صفحه زیر ویولن از چوب درخت افرا با برشهای مختلف ساخته می شده است.

منظور از برشهای مختلف را باید به صورت اجمالی به دو نوع یعنی صفحه پشت دوتکه و یک تکه اشاره نمود. دو ویژگی اصلی که معمولا در نگاه اول بصورت ضمنی می توان به آن اشاره کرد، خطوط عمودی و موجهای عرضی (فرها) چوب افراست، که برای صفحه زیر، کلافها و دسته بکار میرود.

خطوط عمودی همان حلقه های سالیانه رشد، در راستای طولی تنه درخت می باشد که بر اثر برش و نوع کاربرد آن، بطور مثال در صفحه زیر عمودی دیده می شود. بطور معمول در هر سانتی متر 5 یا 6 رگه میبینیم که در کنار یکدیگر قرار گرفته اند؛ این تعداد معقول و قابل استنادی است که می توان به آن اشاره نمود.

فشردگی و عدم فشردگی رگه ها با در نظر گرفتن سایر پارامترهای معقول دیگر می تواند بیانگر چگال بودن و یا سستی آن باشد. به نوعی دیگر می توان گفت، نوع تراکم بافتها نشان دهنده جرم حجمی چوب بوده که نهایتا تاثیری مستقیم در تکنیکهای ساخت صفحات می گذارد.

موجهای عرضی که اصطلاحا آنرا "فر" می نامند، یکی دیگر از معیارهایی است که معمولا مورد توجه علاقمندان به ویولون قرار میگیرد. این عامل زیبا روی چوب افرا که در برخی دیگر از چوبها قرار دارد، به شکل توده های تیره رنگی است که به لحاظ نژادی و اقلیمی در یک درخت به وجود می آید؛ بعضی از این فرها و یا موجها با ضخامتهای زیاد و بعضی دیگر نازکتر و یا تعدادی بیشتر هستند که می تواند موقعیتی بسیار عمیق و بارز و معین داشته باشد و همچنین می تواند سطحی و تا حدی خفیف نمایان شود.

در محدوده موجها و یا فرها، چوب دارای سختی بیشتری می باشد که حتما باید شخص سازگر با دقت و مهارت خود جهت تراشها و مقدار باری که می خواهد بردارد را کنترل نماید، تا موجب شکستگی و ضایعه چوبی نشود، البته وجود عاملی با این عنوان در روی صفحات افرا می تواند برای یک ویولون خوب الزامی نبوده و عاملی جدی در ارتقاء کیفیت ویولون نباشد، بطوریکه ویولونهای بسیار خوبی هستند که فاقد فر و یا فر خیلی برجسته می باشند.

اما به لحاظ کیفیت تکنیکی و صوتی بسیار ارزنده و قابل احترامند ولی معمولا سعی می شود برای رسیدن به ایده آل، پارامترهای بیشتری در نظر گفته شود تا طیف وسیع تری از علاقه مندان را جذب خود کند. هرچند که یک ویلن باید دارای شخصیتی مستقل و جاودانه باشد، بدون آنکه در آن پلیدی ها و کج روی ها اعمال شوند.

ادیت در ویولن



تعریف :
ادیت(Edit) در ویولن دانش مربوط به انگشت گذاری و آرشه گذاری برای آثار تصنیف شده این ساز* است. بنابراین باید به این نکته که مفهوم این واژه بطور همزمان، برای هر دو مورد فوق کاربرد دارد، توجه نمود و معادل سازی واژه انگشت گذاری در فارسی، بجای واژه ادیت به دلیل عدم جامعیت آن، اشتباه می باشد.

ادامه نوشته

ویولن 290 ساله 10میلیون پوند فروخته شد+عکس

 ویولنی 290 ساله به طراحی آنتونیو استرادیواری در حراجی آنلاین به قیمت 9.8 میلیون پوند (15.9 میلیون دلار) به فروش رفت.
به گزارش خبرآنلاین، این ویولن سال 1721 ساخته شده و یکی از صاحبان مشهور آن بانو اُن بلانت بود.

ادامه نوشته

ویولن الکتریک

ویولن الکتریک ویولنی است که به یک خروجی الکتریکی صدا مجهز شده است و معمولا دارای بدنه ی فلزی می باشد. ویولن الکتریک اولین بار در سال 1920 توسط " Stuff Smit " در موسیقی جاز و بلوز مورد استفاده قرار گرفت (البته نه به این شکل امروزی!). شرکت " Electro Stringed Instrument " در خلال دهه های 30 و 40 برای اولین بار اقدام به ساخت و فروش ویولن الکتریک نمود. کمپانی Fender ” " نیزتعدادی کمی از این ساز در اواخر 1950 به فروش رساند. می توان یک ویولن آکوستیک را نیز با افزودن یک پل فیزوالکتریک یا قرار دادن یک پیکاپ در بدنه ی آن، به یک ویولن الکتریک تبدیل نمود. البته دلیل اینکه ویولن های الکتریک ساخت کارخانه، دارای بدنه ی فلزی هستند این است که از شدت طنین تقویت شده در داخل بدنه تا حدودی کاسته شود، به خاطر آنکه ویولن الکتریک در مقایسه با ویولن آکوستیک صدایی خام تر و تیز تر دارد که در صورت بالا رفتن فرکانس، ممکن است به شدت گوش را اذیت کند. صدای این نوع ویولن مختص موسیقی راک، پاپ و سایر سبک های موجد می باشد. ویولن های با بدنه ی فلزی اصولا یک طراحی غیر سنتی و مینیمالیستیک برای کم کردن وزن دارند، لذا معمولا دارای بدنه ی نرمال، همانند ویولن آکوستیک نیستند. برای ساخت بدنه از موادی همچون فیبر های کربن، شیشه و یا کولار استفاده می شود. ویولن های الکتریک ممکن است تعداد بیشتری سیم نسبت به آکوستیک داشته باشند، حتی تا 7 سیم. کوک سیم های اضافی به این صورت می باشد:

String 5 --- Low C

String 6 --- Low C & Low F

String 7 --- Low C & F & Bb

سیگنال های ویولن الکتریک همانند گیتار الکتریک بر اثر پردازش های الکترونیکی، برای بدست آوردن صدای دلخواه بوجود می آید. ویولن های الکتریکی معمولا از پیکاپ های مغناطیسی و یا فیزوالکتریک استفاده می کنند که در پیکاپ های مغناطیسی لازم است که رشته های ویولن از جنس یک عنصرحاوی آهن باشند (مثل استیل). البته پیکاپ های مغناطیسی مشکلاتی ایجاد می کنند که باعث شده است استفاده از نوع فیزو الکتریک معمول تر شود. پیکاپ های فیزوالکتریک امپدانس خروجی بیشتری دارند و لذا می بایست آنها را به یک پیش کاو قوی متصل نمود تا سیگنال ها بافر شوند. جالب است که امروزه ویلن های الکتریکی حتی قابلیت اتصال به جانبی از طریق پورت USB 2.0 را نیز دارند (MIDI)

احساس پاک

ویولن...تجلی زیبایی و شکوه در آوای فرشتگان که یادآور کوچک خاطراتی است که انسان از پروردگار خویش به یاد دارد و با نواختن این ساز مرموز فر و شکوه بعد غیرمادی خویش را به رخ مخلوقات می کشد.هر نتی که می نوازیم گویی سعی داریم اسراری را بازگو کنیم که از عالمی برتر به گوشمان رسیده است و هر کسی را یارای شنیدن این اسرار نیست...گوش هنرمند خواهد و دل رنجور از عشق...احساس پاک خواهد و بریدن از تعلق به زمین.هر آرشه ای که می کشیم نوای غم جدایی از آشنایی دور را سر می دهیم و با آکسان بر شدت ناله ی خویش می افزاییم. برای لحظاتی از این دنیای دروغ و فریب دل میبریم و زیر سایه درختان بهشت با آواز پرندگان همنوازی می کنیم، همراه فرشتگان به رقص و پایکوبی می پردازیم و بقیه را به این جمع زیبا فرا می خوانیم.

آری...موسیقی تعالی روح انسان است ، هدیه ای است از جانب خدا تا درد جدایی انسان را التیام بخشد…

                                                


دوره باروک

دوره های زمانی

این دوره از نظر زمانی بین دوره رنسانس و دوره کلاسیک قرار دارد. این دوره را در موسيقی، به سه دوره‌ی آغازين (1600-1640)، ميانی (1640-1680) و پايانی (1680-1750) تقسيم می‌کنند. با اين که امروزه آثار دوره‌ی پايانی باروک معروف‌ترين آثار اين سبک هستند، اما دوره‌ی آغازين، با موسيقی‌دانان‌ای چون مونته‌وردی يکی از انقلابی‌ترين دوره‌های تاريخ موسيقی است.

در دوره‌ی آغازين، موسيقی بر اساس متن‌هايی بسيار پرشور و احساس نگاشته می‌شد و تعجب‌ای نيست که موسيقی‌دانان ايتاليايی آن زمان، اپرا را به وجود آوردند. در دوره‌ی آغازين، آهنگ‌سازان بافت هوموفونيک را بر بافت پلی‌فونيک رنسانس ترجيح دادند؛ هر چند در دوره‌ی پايانی، بار ديگر موسيقی‌دانان به پلی‌فونی بازگشتند. آهنگ‌سازان دوره‌ی آغازين، ديسونانس‌ها را با آزادی بيش‌تری به کار گرفتند. بر تضادهای صوتی نيز تأکيد می‌شد؛ حال آن که در رنسانس، سازها -اگر به کار گرفته می‌شدند- ملودی آوازخوان را مضاعف می‌کردند (مشابه آن چه در اغلب موارد در موسيقی سنتی ايرانی شنيده می‌شود)، اما در دوره‌ی آغازين باروک صداهای آوازی با خط‌هايی کلوديک که ويژه‌ی ساز به نگارش درآمده بود، همراهی می‌شد.

در دوره‌ی ميانی باروک، سبک موسيقايی نويی که از ايتاليا نشأت گرفته بود، در تمام کشورهای اروپايی گسترش يافت. مدهای قرون وسطايی يا کليسايی، اندک اندک جای خود را به گام‌های ماژور و مينور سپردند. ديگر ويژه‌گی برجسته‌ی باروک ميانی، اهميت بی‌سابقه‌ی مويسقی سازی بود که در اين ميان، سازهای خانواده‌ی ويولن محبوب‌ترين ساز‌ها بودند.

در دوره‌ی پايانی، بسياری از جنبه‌های هارمونی پديد آمد. در اين دوره، موسيقی سازی اهميت‌ای هم‌پايه‌ی موسيقی سازی يافت. در اين دوره، بار ديگر موسيقی پلی‌فونيک اوج گرفت و آهنگ‌سازی مانند يوهان سباستيان باخ، به اوج استادی در اين امر رسيدند.

ادامه نوشته

ویژگی های احساسی گام های موسیقی

کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی زیادی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد.

مواردی که در زیر مطرح می شود بر داشت های شوبارت در رابطه با ویژگیهای احساسی گام های مختلف موسیقی است که دانستن آنها در برداشت شما از موسیقی و یا به هنگام آهنگسازی، بطور قطع می تواند مفید واقع شود.
ادامه نوشته

گروه موسیقی

گروه موسیقی به دسته‌ای از موسیقی‌دانان گفته می‌شود، که برای اجرای قطعه‌ای گرد هم آمده اند، نوع گروه به تعداد نوازندگان، نوع ساز، و نوع موسیقی بستگی دارد.

موسیقی کلاسیک

در موسیقی کلاسیک رایج است گروه‌های موسیقی به صورت دونوازی، سه‌نوازی، چهارنوازی، و پنج نوازی به اجرا بپردازند.

 گروه چهارنوازی(کوارتت)

  • تعداد نوازنده: چهار نوازنده
  • سازها در مرسوم‌ترین ترکیب: دو ویولن، یک ویولا، یک ویولن‌سل

گروه پنج نوازی(کوینتت)

  • تعداد نوازنده: پنج نوازنده
  • سازها در مرسوم‌ترین ترکیب: دو ویولن، یک ویولا، یک ویولن‌سل، یک پیانو

 

دونَوازی یا دوئت (به انگلیسی: duet)

به قطعه‌ای از موسیقی گفته می‌شود که در آن دو نفر به هنرمندی می‌پردازند. در موسیقی کلاسیک این اصطلاح معمولاً برای دو خواننده یا دو پیانیست به کار می‌رود. اگر دوئت پیانو توسط دو نوازنده روی یک پیانو اجرا شود به آن قطعه چهار دستی گفته می‌شود.

در دوران رنسانس موسیقی، نوع خاصی از دوئت به نام بیسینیوم (به انگلیسی: bicinuim) متداول بود که در آن معلم و شاگرد به اجرای یک اتود آموزشی می‌پرداختند.

نگه داری خوب و مناسب از ویلن

نگهداری خوب و مناسب

زمانی که از ویلن  خود استفاده نمی کنید، آن را درون یک محفظه با کیفیت خوب وقابل اطمینان قرار دهید. بسیاری از آسیب هایی که برای یک ویلن به وجود می آید دراثر غفلت و سهل انگاری صاحبان آنهاست. برای مثال نگهداری آنها در محیط هایی امکان آسیب رسیدن به آنها زیاد است، مانند نزدیک سینک آشپزخانه و یا پشت در اتاق خواب.

 

·        اجتناب از زدن کلیفون زیاد

زدن کلیفون به تارهای آرشه باعث تماس بهتر تارها با سیم های ویلن می شود (در اصطلاح کلیفون باعث می شود که سیمهای ویلن تارهای آرشه را گیر بیاندازند)، بدون کلیفون تارهابرروی سیم ها سر خورده و صدایی تولید نخواهد شد. دو نوع کلیفون وجود دارد: کلیفون روشن که مناسب آب و هوای گرم است. این نوع کلیفون سفت تر است و به چسبندگی کلیفون تیره نیز نیست. کلیفون تیره مناسب آب و هوای سرد است و نرم تر از کلیفون روشن است.از ریختن یا مالیدن کلیفون زیاد برروی تارهای آرشه اجتناب کنید، زیرا هنگام کشیدن آرشه برروی سیم ها، گرد این کلیفون ها برروی ویلن می ریزد و باعث تغییر رنگ آن خواهد شد.

 

·        استفاده از سیمهای با کیفیت

سیمهای ارزان باعث ایجاد فشار و تنش برروی بدنه ویلن می شوند که ممکن است نتیجه آن شکستن، تاب برداشتن و دیگرآسیب هایی برروی ویلن شود.

 

·        مشکلات کوچک را نادیده نگیرید

اگر یک آسیب جزیی را برروی ویلن خود مشاهده نمودید، منتظر نمانید و فورا به یک سازنده ویا تعمیر کننده متخصص و با تجربه سازهای سیمی مراجعه نمایید. بیشتر آسیب های بزرگ از همین مشکلات کوچک به وجود می آید که ممکن است باعث صرف هزینه های بالاتری نیزبشوند.

 

·        همیشه به افراد متخصص در ساخت و تعمیر سازهای سیمی مراجعه نمایید

اگر ویلن  شما به تعمیر نیاز دارد، به یک سازنده و یا تعمیر کننده متخصص و با تجربه سازهای سیمی مراجعه نمایید. این افراد قبلا آموزش دیده اند و در تعمیر سازهای سیمی مانند ویلن خبره هستند. البته باید برای پیدا نمودن چنین افرادی مقداری جستجوکنید. برای این منظور می توانید با اقوام، دوستان مورد اطمینان و مدرسین موسیقی مشورت نمایید.

موفق باشید.

مروری بر موسیقی ایرانی (دستگاه ها و نوا ها)

دستگاهها و آوازها

 

ناگفته پیداست جملات پایین، تعاریفی موهوم و گنگ هستند که معنای خاصی رادرذهن متبادر نمی کنند. علت را باید دراین جستجو کرد که اولاً واژه های «دستگاه » و«آواز»در موسیقی ایرانی در معانی مختلف – و حتی متضاد – بکار رفته اند و هیچگاه تعریف جامعی از آنها صورت نگرفته است . تنها در اواخر قرن گذشته ی واوایل قرن حاضر بود که به پایمردی علینقی وزیری و شاگردانش موسیقی ایرانی شکلی علمی به خود گرفت .
از آنجا که «هرجا زبان از بیان قاصرآید ، موسیقی متولد می شود» ، نمی توان روح و حال و هوای موسیقی رانوشت ؛ بااین حال این مقاله برآن است تا موسیقی ایرانی را بسیار ساده شرح دهد .
مایه یا تنالیته بستری است که یک آهنگ روی آن اجرا می شود . در هرتنالیته یک نت نسبت به دیگر نت ها حالت برتری دارد و شنونده به طورطبیعی توالی رسیدن به این نت راحتی می تواند پیش بینی کند . به این نت تونیک (TONIC) می گویند.تفاوت فرکانس وفاصله ی دیگر نت ها نسبت به این نت مقایسه می شود وبا عنوان درجه بیان می شود به عنوان مثال نت دوم بعد ازتونیک ، درجه دوم نامیده می شود .
بطور کلی درموسیقی غربی دو تنالیته ی بسیار کلی داریم : ماژور(MAJOR) ومینور(MINOR ).اما تنوع تنالیتها درموسیقی ایرانی بیشتر می باشدو در واقع همان دستگاه ها و آوازها را تشکیل می دهند. حال به تشریح این تنالیته های ایرانی می پردازیم . موسیقی ایرانی دارای 7 دستگاه و5 آواز می باشد .

دستگاهها عبارتنداز:

 1) شور   2) سه گاه    3) چها رگاه    4) همایون     5) ماهور    6) نوا     7)راست پنجگانه  

ادامه نوشته